we are not supposed to work into our second language, only from it. However, we have to write in a foreign language when we live and work in a foreign country: We need to be able to write it well to correspond with our customers and colleagues, to give classes and presentations, to write resumes and applications. If we want to communicate more broadly, we may decide that a more widespread language (like English) opens to us a wider stage. We should strive to write our second language as well as possible, with elegance and precision, style, restraint, and power. We may even find that writing in a foreign language is easier than translating into it: when we translate, we are bound to the path chosen for us by the original author; when we write, we are making our own way. I came to love English, to appreciate its difficulties and beauty, its subtleties, its style. Over time I learned to think in English, now I often dream in it. Do I write like a native? I don't think so: we are often blind to our faults. But I'm attuned to the way good English is written: for certain things, it is a more flexible tool than Italian. In English a good standard is saying things in a simple manner, trying to be concise, to use the active voice. Far too often, in Italian we find instead convoluted sentences, needlessly complex syntax, the use of language not to communicate but as a way to show off. Hence, so much legal and bureaucratic verbiage, and also the misplaced love for half-learned, and one-fourth-understood foreign (especially English) words when Italian ones would do.
بطوریکه مترجمها،مافرض نشده ایم که به ) سوی ( زبان دوممان ،خودتنهاازآن کاربکنیم
بهرحال ،مامجبورهستیم دریک زبان خارجی بنویسیم موقعیکه مادریک کشورخارجی :
زندگی بکنیم وکاربکنیم
مانیازقادربودن که آن راخوب بنویسیم که بامشتری هایمان تطبیق بکندوهمکارها،که کلاس
هابدهدوارایه ها،که خلاصه مشخصاتهاوکاربردبنویسد
اگرمابخواهیم که تماس بگیریم بیشتربه طورکلی ،ماممکن است تصمیم بگیریم که یک شایعتر
زبان ) دوست داردانگلیسی ( به مایک مرحله پهن تربازبکند
مابایستی که تلاش بکنیم که ممکن زبان دوممان بخوبی ،خودراباوقارودقیق ،سبک ،محدودیت
،ونیروبنویسیم
حتی ماممکن است بیابیم که نوشتن دریک زبان خارجی آسان ترازترجمه کردن به ) سوی ( آن :
است
موقعیکه ماترجمه می کنیم ،مابه مسیرانتخاب کرده شده برای خودمان توسطنویسنده اصلی
بسته شده ایم
موقعیکه مامی نویسیم ،ماداریم راه خودمان رابسازیم
من آمدم که انگلیسی ،دوست بدارم که زیبایی ومشکلهایش ،خودظرافتهایش ،خودسبکش قدربدانیم
زمان من یادگرفتم که بررسی بنمایم درانگلیسی ،حالامن اغلب باآن رویابینم
من شبیه بومی ؟می نویسم
من همچنین فکرنمی کنم :
اغلب ماکوربه عیبهایمان هستیم
آشناساخته شده است به انگلیسی راه خوب نوشته شده است : I اما
برای چیزهامطمئن ،آن یک انعطاف پذیرترابزارازایتالیایی است
درانگلیسی یک استانداردخوب داردمی گویدچیزهادریک طرزساده ،سعی کردن موجز،
بودن که صیغه معلوم رابه کاربرد
اغلب همچنین دور،درایتالیایی مادرعوض جمله هاپرچین وشکنج ،بیخودنحوپیچیده ،
زبان کاربردمی یابیم که تماس نگیردامابعنوان راه که نمایش بدهد
و half - learned به این دلیل ،خیلی زیادلفاظی قانونی واداری ،وهم عشق نابجابه ،
ones واژه هاچه موقع ایتالیایی ( به خصوص انگلیسی ) خارجی one - fourth - understood
بایستی انجام بدهد
بهرحال ،مامجبورهستیم دریک زبان خارجی بنویسیم موقعیکه مادریک کشورخارجی :
زندگی بکنیم وکاربکنیم
مانیازقادربودن که آن راخوب بنویسیم که بامشتری هایمان تطبیق بکندوهمکارها،که کلاس
هابدهدوارایه ها،که خلاصه مشخصاتهاوکاربردبنویسد
اگرمابخواهیم که تماس بگیریم بیشتربه طورکلی ،ماممکن است تصمیم بگیریم که یک شایعتر
زبان ) دوست داردانگلیسی ( به مایک مرحله پهن تربازبکند
مابایستی که تلاش بکنیم که ممکن زبان دوممان بخوبی ،خودراباوقارودقیق ،سبک ،محدودیت
،ونیروبنویسیم
حتی ماممکن است بیابیم که نوشتن دریک زبان خارجی آسان ترازترجمه کردن به ) سوی ( آن :
است
موقعیکه ماترجمه می کنیم ،مابه مسیرانتخاب کرده شده برای خودمان توسطنویسنده اصلی
بسته شده ایم
موقعیکه مامی نویسیم ،ماداریم راه خودمان رابسازیم
من آمدم که انگلیسی ،دوست بدارم که زیبایی ومشکلهایش ،خودظرافتهایش ،خودسبکش قدربدانیم
زمان من یادگرفتم که بررسی بنمایم درانگلیسی ،حالامن اغلب باآن رویابینم
من شبیه بومی ؟می نویسم
من همچنین فکرنمی کنم :
اغلب ماکوربه عیبهایمان هستیم
آشناساخته شده است به انگلیسی راه خوب نوشته شده است : I اما
برای چیزهامطمئن ،آن یک انعطاف پذیرترابزارازایتالیایی است
درانگلیسی یک استانداردخوب داردمی گویدچیزهادریک طرزساده ،سعی کردن موجز،
بودن که صیغه معلوم رابه کاربرد
اغلب همچنین دور،درایتالیایی مادرعوض جمله هاپرچین وشکنج ،بیخودنحوپیچیده ،
زبان کاربردمی یابیم که تماس نگیردامابعنوان راه که نمایش بدهد
و half - learned به این دلیل ،خیلی زیادلفاظی قانونی واداری ،وهم عشق نابجابه ،
ones واژه هاچه موقع ایتالیایی ( به خصوص انگلیسی ) خارجی one - fourth - understood
بایستی انجام بدهد

